تبليغاتX
مریم پائیزی
مریم پائیزی

برای آرزوهایم که مردندسکوتی میکنم بالاترازفریاد


دروغ دو جانبه

مردم بد ما به خلق گویند

                      ما چهره ز غم نمیخراشیم

ما نیکی او به خلق گفتیم

                      تا هر دو دروغ گفته باشیم!

پارازیت:شنیدین میگن از هر دست بدی با همون دست پس میگیری؟

پارازیت:از آقا دانیال عزیزکه با آهنگ های جدید و میکس های خیلی خیلی خوگشلش مارو مستفیض میفرمایند ممنونم.

 

88/07/06 توسط مریم |

پاییز

با اومدن پاییز

           غم و غصه هاتون ریز ریز

                   ********پاییزتون مبارک********

88/07/03 توسط مریم |

چه دنیای شیرینیه دنیای بچگی!

ساده بگم

خسته شدم!

از خوب بودن..

از خانوم بودن..

از بچه مثبت بودن..

قوی بودن..

صبور بودن..

از اینکه مث آدم بزرگا رفتار کنم..

میدونی

دلم میخواد خودم باشم و دنیای پر شر و شور بچگی!

گاهی لوس بشم

گاهی گستاخ

گاهی آروم بشینم و نقاشی بکشم

گاهی بزنم و با یه سنگ همه شیشه هارو بیارم پایین

بدون اینکه کسی دعوام کنه یا تو کارام دخالت کنه

دوست دارم پسر همسایه بغلی رو از پشت بوم پرت کنم پایین

همچین که مخش از تو حلقش بریزه بیرون

یا اینکه یه گوجه ی گندیده پرت کنم رو کله ی کچل عموم

آخه خیلی به کچلیش حساسه

یا اینکه یه بار برم سر دفتر خاطرات دختر خاله ی احساساتی

یواشکی همه نوشته هاشو بخونم و تا میتونم بهش بخندم

اینقدر بخندم

بخندم

بخندم که کارم به بیمارستان بکشه!

وااااااااااااااییییییییییییی بیمارستان...

اونجا عین بچه میمون از این تخت بپرم اون تخت

یه هویی پرستار میاد با لگد پرتم میکنه بیرون

آخی حیوونکی اعصاب نداره خب

یه سر میرم خونه عمه

چشمم می افته به عروسک نانازی دختر عمه ی لوس

یهو هوس میکنم یه تنوعی بوجود بیارم

موهاشو میچینم براش سیبیل میذارم

قشنگه نه؟

دختر عمه هه میفهمه و میزنه زیر گریه

فکر میکنی آخرش چی میشه؟!

چه دنیای شیرینیه دنیای بچگی!

پارازیت:من دیوونه نیستما!فقط یه کم کوچولو انرژی زیاد دارم.

88/05/04 توسط مریم |

چرند پرند!

سیزده بدر امسال            سال شوهر امسال

چیزی که فراوونه          دختر،پسر امسال

البته راجع به مصرع دوم بیت آخر عرض شود به خدمتتان که برای حفظ احترام به شاعر ما قادر به حذف کلمه ی خضعبل (پسر)نشدیم.آخه میدونید که.نسلشون رو به انقراضه.پس این کلمه فقط و فقط برای قافیه آمده و هیچ ارزش قانونی دیگر ندارد،لذا جهت شرکت در مراسم سیزده بدر امسال خواهشا از وسایل محترقه استفاده ننموده و اجازه دهید خانم های محترم حاضر در جلسه برگه های امتحانی را راس ساعت 22برگذار میگردد. ضمنا به یک منشی خانم،ترجیحا آقا نیازمند یاری سبزتان هستیم.بنیاد امور بیماری های واگیر دار از جمله:1-سلام    2-اسم    3-نام حیوان   4-شهر   5-امتیاز   6-پس چندتا؟   7-هفته به هفته    8-مشترک گرامی دسترسی به این نکته امکان پذیر نمیباشد.

لطفا پس از شنیدن صدای بوق دستا همه بالا بی حرکت.حالا همگی دسسسسسسسست دسسسسست عروس باید برقصه.

عزیزان حاضر در جلسه با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد و برای شادی روح آن مرحوم بزن اون کف قشنگه رو.

اخطاریه:سوسولا دست نزنید النگوهاتون میشکنه!

صدقه رفع بلاست

         پس صدق الله العلی و العظیم.

88/01/13 توسط مریم |

بهاره(یکی از عجایب هشت گانه)

اول از همه برای شادی روح تازه گذشته(سال1383)فاتحمه صلوات.داستانو از این جا شروع میکنم که با درگذشت نابه هنگام پدر بزرگمون که داغ خیلی خیلی بیشتر از خیلی روی دلامون جا گذاشت اون قد داغ شدیم که دیگه یه لحظه فک کردیم عروسیه و.....

آقا یه هفته پلاس بودنش که هیچ،چون هم تو عروسیا اینجوریه هم تو دور از جون شما عزاهامون.شب زنده داریشم که هیچ.میشه گفت یه جورایی اینم مشترکه.میرسیم به تعویض مدل مو،هر روز یک امتیاز.پوشیدن لباس های تنالیته مشکی و سورمه ای جهت حفظ آبروی عزیز تازه گذشته.برگذاری مکرر مسابقات بین المللی کشتی کج و انواع ورزش های رزمی بدور از چشم داغ دیدگان(مادران گرامی و دایی جانها) که منجر به جریمه ی شخص بازنده(اکثرا امیرچی، خاله پسر چپر چلاغ) برای خرید بستنی در انواع مختلف.البته اینو عرض کنم که ما اصلا قصد توهین به روح عزیز تازه گذشته رو نداشتیم ولی برای شادی روحش و تعویض جو روحیه ی داغ دیدگان به خواندن ترانه های مورد علاقه ی روح تازه گذشته از جمله آهنگ عروسکی بودم برات شادمهر رو می آوردیم.البته چند بارکه با ضرب و شطم عزیزان داغ دیده مواجه شدیم سعی برای ریختن آشک از نوع تمساحی به عمل آوردیم اما خب آقا خب نشدخب.

هاااااااااااااااااااااان.اصلا من میخواستم بهار خاله را توصیف کنم که یه هو روح عزیز تازه گذشته همون آقاجون اومد پیش چشمم گفت مریم.گفتم بله آقا جون بذارید دستتونو ببوسم.گفت نمیخواد ولی به خاطر سیاست داخلی و خارجی ایرانم که شده بیا مردونگی کن یه اسمی از من تو وبت بنویس.اون از آبرو ریزی که واسه مردنم کردید بعد بهونشو گذاشتید سر تعویض جو.حالا اینو بذاریم به حساب بچگیتون.اون آبرو ریزی و چی کارش کنم.همون که یه بار با بهاره خواستید بیاید قبر مارو صفا بدید جلو فک و فامیل خانمم اینا کم نیارم.حیف نونا.دل خوش بودم هیچی ندارم 2تا نوه گرافیست که دارم اونم ...زدید به قبرم که خدا دستاتونو...کنه.آخه کجای این تارو پود کفن پوسیدم بذارم که 2تا چپر چلاغ اومدن قبر مارو رنگ کنن قلمو یادشون رفته بیارن!

خب حالا آقاجون خیالت راحت شد با آبروی ما نقطه بازی کردی،بذار به کارم برسم.

توصیف بهاره دخی خاله.

بهاره رو از 1000فرسخی میشه شناسایی کرد.حالا چه جوری؟اینجوری.گرفتی چی میگم؟یعنی خیلی به سختی.

بهاره اغلب برای رسیدن به قد آدموار(اوهم.خودمو گفتم.کسی چایی مایی دم دست نداره؟)از کفشهای اسپرت 4-5طبقه استفاده میکنه که این خودش یکی از هزارو یک دلیل سپری کردن نیمی از عمربا برکتشه داخل جوب های شهرداری.نیست دختر خالم خیلی تعادل روحی،روانی،جسمی و حرکتی داره.موجب میشه زیکزاک بره تو جوب و در و دیوار.این از ظاهرش.البته خدا نصیب نکنه نمیدونم چرا خیلیا امروزه دارای انحراف چشمی شدن میگن ما 2تا عین همیم.چراااااااااااا؟آخه چرااااااااااااااا؟

از اینا بگذریم بهاره اصولا یه خصوصیتی که داره اینه که به چشمانش و پاهایش آموخته که پله ارزش وقت تلف کردن نداره.بعد تازشم فک کنم خاله اینا وقتی که بهاره خیلی کوچیک بوده در پی براوردن آرزوهای دور دستش در فرا سوی رویاها(سر سره بازی)بر نیامده و همین موجب شده که بهاره هر وقت پله میبینه ناخوداگاه دست و پاشو گم میکنه سر میخوره میره پایین.حالا اعمالی که بعد از این سانحه پیش میاد اغلب یابو آب دادنه.اونم از نوع یابو علفی.

از دستپختش هر چی میخوام نگم ولی میگم.اینا هشدارهاییست برای کبری11.آقا من نمیدونم این هم تاقی های بدبختش چه معصیتی کرده بودن به درگاه خدا که یه بار بهار همت کرده بود براشون ماکارونی پزیده بود(اصولا به جای پختن به کار میبرم)همه را راهیه بیمارستان کرده بود تو شهر غربت.

کجاس اون بیگول که ببینه این بهاریه که سنگشو به سینه میزد.میخواست واسش خودشو به کشتن بده.آقا بیگول تحویل بگیر.

آقاجون دستتو میبوسم بذار یه چی دیگه بگم.بااااااااااااااااااااشششششششششششش؟

اهاااااااااااا.از چهره شناسیش بگم که رو هرچی پلیس110وپلیس+10وپلیس خالی و بی زن و با زن و زنانه،بچه گانه به شرط کارد.زنبیل و بردا رو بیار.کم کرده.نمونه اش همین چند وقت پیش سد راه یه مفلوک شده که الا و بلا تو باید منو بشناسی.حالا از کی و کجا ،چوم.ادامه شو نگم سنگینتره.

از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر،باز با باز.راستی بهاره خاله خواستگار لره که داشتی کجا سیر میکنه؟بلاخره جهیزیه شونو جور کردن؟بهش بگو تکنولوجی پیشرفت کرده نمیخوای نوحه هاتو بیاری تو سبک رپ؟

بهار خاله آتیش بگیری.عجله ای نوشتم نتونستم توصیفت کنم این روح آقاجونم که همینگار روح سر گردون از اون اول تو دستو پامون پیچید نذاشت به کارمون برسیم.ای بمیری بیا بریم این قبره را یه صفایی بدیم ببینیم دست از سرمون بر میداره؟

آقاجون دوست داریم.همین روزا میایم به دیدنت.

اینا چکیده ای از اوصاف بهاره بود به قلم مریم علیه السلام.نظر شما در مورد این عتیقه ی زیر خاکی چیه؟

87/08/23 توسط مریم |

5وارونه!!!

پنج وارونه چه معنا دارد!؟

خواهر کوچکم ازمن پرسید

من به او خندیدم

کمی ازرده و حیرت زده گفت

روی دیوار و درختان دیدم

بازهم خندیدم

گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه

پنج وارونه به مینو می داد

انقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید

بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم

بعدها وقتی غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بی گمان می فهمی

پنج وارونه چه معنا دارد!

maryam

87/08/11 توسط مریم |

قفسی باید ساخت!

قفسی باید ساخت

هر چه در دنیا گنجشک و قناری هست با پرستو ها و قناری ها

همه را باید یکجا به قفس انداخت!

روزگاری است که پرواز کبوتر ها در فضا ممنوع است

که چرا به حریم حرم جت ها خصمانه تجاوز شده است

روزگاری است که خوبی خفته است و بدی،بیدار است

و هیاهوی قناری ها،خواب جت ها را آشفته است!

غزل"حافظ"را می خواندم:"مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو"

تا به آنجا که وصیت می کرد:"گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از فروغ تو به خورشید رسد صد پر تو"

دلم از نام" مسیحا" لرزید،از پس پرده ی اشک من مسیحا را بالای صلیبش دیدم،با سر خم شده بر سینه که باز

به نکو کاری،پاکی،خوبی عشق می ورزید.

پارازیت:

امید وارم با اومدن پاییزهر یه برگ که می افته،یه دونه از غم های توی دلتون کم بشه و دیگه هیچ وقت ناراحت نباشین.

پاییزتون مبارک.

 

87/07/12 توسط مریم |

آپ درخواستیb+

pmd

تنها نرو،این راهِ رفته نیست*دنیای تو چیزی بجز من نیست

تو از خودت چیزی نمیدونی*تنها نرو،تنها نمیتونی

میری که با فکر تو تنها شم*میری که همدرد خودم باشم

تو آخرِ راه را نمیدونی* تنها نرو،تنها نمیتونی

من حالِ این روزهات را میدونم*چیزی نگو،چشمهات را میخونم

این جاده تا وقتی نفس داره*چشمهاشو از تو بر نمیداره

من از هوای جاده دلگیرم*از فکرش هم دلشوره میگیرم

این آینه تو فکر شکستن نیست*باورنکن،این صورت من نیست

دستهامو با احساس تو بستم*من بینهایت با تو همدستم

تا جاده میره سمت بی راهه*گم کن منو،این آخرین راهه

من حالِ این روزهات را میدونم*چیزی نگو،چشمهات را میخونم

این جاده تا وقتی نفس داره*چشمهاشو از تو بر نمیداره

من از هوای جاده دلگیرم*از فکرش هم دلشوره میگیرم

این آینه تو فکر شکستن نیست*باورنکن،این صورت من نیست

 

پارازیت۱:این روزا دلم خیلی گرفته دلم واسه دوستام تنگ شده.کاش یه بار دیگه همه دور هم جمع میشدیم.

پارازیت۲:کاش یه کم آدما قدر همدیگه رو میدونستن.

پارازیت۳:کاش.......

 

87/06/18 توسط مریم |

مرگ

maryam

آنقدر آرزو به گور فرستادیم

                                  که دیگر جایی برای جسدمان نمانده.

87/06/08 توسط مریم |

بدون شرح!

یه نفر

یه جایی

تمام رویاهاش لبخند توست

احساس میکنه که زندگی واقعا" با ارزشه

پس هر وقت احساس تنهایی کردی

این حقیقت رو به یاد داشته باش

یه نفر

یه جایی

در حال فکر کردن به توست!

87/05/24 توسط مریم |



مریم
18ساله
اصفهان
یه ریزه شیطون
خیلی باحال


خانه ي سبز(نرگس)
ستارهءشب
نگار
دوستم بدار شاید دیگر فردایی نباشد
تیسافرن
شادمهر(دانیال)
شب شعر و موسیقی
دست نوشته های پینوکیو
بهار خاله
اگه دوست داری کلی بخندی بیا اینجا؟
مریم مقدس(ایمان جون)
موزیک و کد های موزیک(احسان)
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
در کوچه سار تنهایی
مریم گلی
کماندوی عاشق(زهره)
سمائی بود هر که ساعی بود
Groohe Hackerie HELLBOYS
sms عاشقانه
CASINO MOBILE&COMPUTER 2008
بزرگترين مرجع عكس ايراني و خارجي
alone dream
بزرگ ترین وبلاگ تفریحی در ایران
سایت مرجع شادمهر
قالب وبلاگ

RSS 2.0
example:

Design By Parstheme